|
 |
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/28 |
|
آفتاب از اون گوشه ی ایوون پرید عشق و بهار و همه چی پر کشید خسته شدم از بد این سر گذشت غم نمی خوام اشک من از حد گذشت |
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/22 |
|
حرومت باشه این دنیا ..تو که از درد من شادی...تو که روز جداییمون تموم شهرو گل دادی.. حرومت باشه این دنیا..تو که خون منو خوردی..تو که اشک منو هدیه واسه یار خودت بردی.. یکی با گریه و هق هق..چشاشو خیسو تر میکرد..یکی شبهاشو با یاد تو و عشق تو سر میکرد... یکی بی همدم و تنها ..شبا تا صبح میبارید...یکی هم مثل تو هر شب بدون غصه میخوابید.. حرومت باشه اون شب ها..که پای تو سحر میشد..تو غرق خنده اما من..وجودم در به در میشد. بسوزه دفتر شعری..که صفحه صفحه میدیدت...حرومت باشه اون شعرا .... |
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/21 |
|
|
|
عشق یعنی حسرت شبهای گرم. عشق یعنی یاد یک رویای نرم. عشق یعنی یک بیابان خاطره. عشق یعنی 4 دیوار بدون پنجره. عشق یعنی گفتنی با گوش کر. عشق یعنی دیدنی با چشم کور. عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت. عشق یعنی آخر خط بهشت. عشق یعنی گم شدن در لحظه ها. عشق یعنی آبی بی انتها. عشق یعنی یک سوال بی جواب. عشق یعنی راه رفتن توی خواب. عشق یعنی قلب سوخته از فراق. عشق یعنی دل سپردن به سراب. عشق یعنی چهره دیدن توی ماه. عشق یعنی ساده بودن بی ریا | |
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/18 |
|
از فریب بی شمار زندگی آخ که باختم در قمار زندگی ! ذره ذره ، قطعه قطعه ، سکه سکه زندگیمو دادم از کف تکه تکه توی خواب بی خیالی ، غوطه خوردم دست آخر ، هستی باختم هر چی داشتم ، هر چی کاشتم ، هر چی گفتم ، بی خبر در مستی باختم ! *** آرزویی مانده در سر ، آرزوی یک قمار تلخ دیگر با تمام خستگی ها ، می نشینم تا ببازم برگ آخر توی خواب بی خیالی ، غوطه خوردم دست آخر ، هستی باختم هر چی داشتم ، هر چی کاشتم ، هر چی گفتم ، بی خبر در مستی باختم
|
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/18 |
|
انتظار انتظار؟ می تونه خيلی شيرين باشه. می تونه سخت باشه. می تونه هيجان انگيز باشه. می تونه بيهوده باشه. می تونه هر لحظه اميد رو تو دلت زنده کنه. می تونه بيشتر و بيشتر نا اميدت کنه. می تونه قلب مرده ات رو به تپيدن وادار کنه. می تونه گل توی دستت رو پژمرده کنه. می تونه تو رو از نو بسازه. يا می تونه درونت رو ويران کنه. ... انتظار چيز غريبيه مگه نه؟؟
|
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/18 |
|
دیـدی منــم تــموم شــــــــــــــــــدم خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم اونیكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت بازی عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم از تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم از دســـت قــــلبم شاكیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم چــــــــراغ ره تـاریكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه بزن تیر خــــــــــــــــــلاص رو ازاون كه عاشقــــت بود بشنواین التماسرو ــــــــــــــــــــــ |
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/17 |
|
|
|
|
چند جمله از گابریل گارسیا مارکز : هیچ كس لیاقت اشكهای تو را ندارد و كسی كه چنین ارزشی دارد باعث اشك ریختن تو نمی شود. اگر كسی تو را آن طور كه می خواهی دوست ندارد، به این معنی نیست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد. دوست واقعی كسی است كه دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس كند. هرگز وقتت را با كسی كه حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند، نگذران. شاید خدا خواسته است كه ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شكرگزار باشی. به چیزی كه گذشت غم مخور، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن. همیشه افرادی هستند كه تو را می آزارند، با این حال همواره به دیگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسی كه تو را آزرده، دوباره اعتماد نكنی. زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد كه انتظارش را نداری. و چند جمله جالب : عقلش آنقدر بزرگ بود كه هیچ كلاهی به راحتی به سرش نمی رفت. دهان تنها عضو نان آور بدن است. همه ی تولد ها با گریه شروع می شوند. انقدر از تنهایی نترس. تو تنهایی وارد این دنیا شدی. اگر فشار نبود كسی نمی توانست از ذغال، الماس بسازد. آن قدر به قسط عادت كرده ام كه برای جان دادن به عزراییل هم جانم را قسط بندی كرده ام. شب ، قاب ستاره های تنهایی است. طولانی ترین سفرها نیز یك روز با گامی كوچك آغاز میشود. هر رفتنی رسیدن نیست ولی برای رسیدن باید رفت. در بن بست هم راه آسمان باز است پرواز را بیاموز. - سقوط از جایی شروع می شود که انسان احساس می کند در حال پرواز است . -اولین روز آینده امروز است . –خوشبختی در انجام وظیفه است . -هر آنچه که ما هستیم نتیجه اعمالی است که داشته ایم .(بودا) -از کسانی مباش که اول حرفت را بزنی و بعد فکر کنی . -خود بودن را فراموش کن وفقط کار(ت) را برای خدا انجام بده. بنابراین هرکاری می کنی ببین برای خداست یا خیر(اگر نبود خودت را خسته وخار ننما.) که بدترین اسراف اسراف عمر و وقتت است. و وقت گران بهایت را به نگاه کردن برنامه هایی که رضایت خداوند را در پیش ندارد مگذار. وقتی که تاریکی پیش آمد به جای ملامت شمعی روشن کن. عهد کردم چون که بردم نام او باز گویم رمزی از انعام او | |
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/17 |
|
وقتي که خيلي ديره ، تازه مي فهمي که اوني که از همه ساکت تر بود بيشتر ازهمه دوستت داشت . ولي تو حواست به شيرين زبوني يه عشق دروغي بود |
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/17 |
|
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد گم شدم در قدم دوری چشمان بهار بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد |
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/17 |
|
بیــا تا از همــه دنیا رهـا شیـم بیا مانند روح آدما شیم بیاتا از میون این همه درد یه درمونی واسه دیوونه ها شیم |
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/17 |
|
اگر روزی دلت لبریز غم بود / گذارت بر مزار کهنه ام بود // بگو این بی نصیب خفته در خاک / یه روزی عاشق دیوانه ام بود |
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/17 |
|
خوشبخترین پسر كسیه كه اولین عشق یه دختر باشه و خوشبخترین دختر كسیه كه اخرین عشق یه پسر باشه
|
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/17 |
|
بی تو، مهتاب شبی ، باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم ، گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید : یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه، محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دلداده به آواز شباهنگ یادم آید ، تو به من گفتی : از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این آب نظر کن ، آب ، آیینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است ، باش فردا ، که دلت با دگران است ! تا فراموش کنی ، چندی از این شهر سفر کن با تو گفتم : حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم روز اول ، که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر، لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم ، نتوانم اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ، ناله تلخی زد و بگریخت اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم نرمیدم رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
|
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/17 |
|
من نه عاشق بودم !!!!!!!نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من ... من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید |
|
 |
|
|
|
 |
|
|
|
| مرتبط با : |
ارسال شده در: 87/11/05 |
|
cheshm cheshm 2 abroo negahe man be har soo pas chera nisti pisham negahe khise to koo .goosh goosh 2ta goosh dota daste baz ye aghoosh bia begir ghalbamo yadam to ro faramosh choob coob ye gardan jaee nari to bi man degh mikonam mimiram age door beshi az man dast dast 2ta pa yade to moonde inja yadet miad ke gofti bito nemiram hichja .man man ye ashegh hamoon majnoone sabegh
|
|
 |
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
یه اتاقی باشه گرمه گرم..روشنه روشن.. تو باشی..منم باشم.. کف اتاق سنگ باشه..سنگ سفید.. تو منو بغلم کنی که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم.. تو تکیه دادی به دیوار..پاهاتم دراز کردی.. منم اومدم نشستم جلوت..بهت تکیه دادم.. با پاهات محکم منو گرفتی..دو تا دستتم دورم حلقه کردی.. بهت می گم چشماتو می بندی؟ میگی اره بعد چشماتو می بندی ...
بهت می گم برام قصه می گی؟ تو گوشم؟ می گی اره..بعد شروع می کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن.. یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن.. می دونی؟ می خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..یه حرکت سریع.. یه ضربه عمیق..بلدی که؟ ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم..تو چشماتو بستی..نمی بینی..
من تیغو از جیبم در میارم..نمی بینی که..سریع می برم..نمی فهمی.. خون فواره می زنه..رو سنگای سفید..نمی فهمی که..دستم می سوزه .. لبمو گاز می گیرم که نگم اااخ..که چشماتو باز نکنی..که منو نبینی..که نفهمی..
تو هنوز داری قصه می گی..چه قشنگه..نه؟ من شلوارک پامه..دستمو می ذارم رو زانوم..خون میاد از دستم..میریزه.. رو زانوم..از زانوم میریزه رو سنگا..قشنگه مسیر حرکتش..نه؟ حیف که چشمات بسته است و نمی تونی ببینی.. تو بغلم کردی..می بینی که سرد شدم..محکم تر بغلم میکنی که گرم بشم.. می بینی نا منظم نفس می کشم..تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت.. می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی سرد تر میشم.. می بینی دیگه نفس نمی کشم.. چشماتو باز میکنی می بینی من مردم.. می دونی؟ من می ترسیدم خودمو بکشم.. از سرد شدن ..از تنهایی مردن.. از خون دیدن..میترسیدم.. وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم.. مردن خوب بود..ارومه اروم... گریه نکن دیگه..من که دیگه نیستم.. که وقتی اشکتو میبینم چشماتو بوس کنم.. بگم خوشگل شدیاااا.. که همون جوری وسط گریه هات بخندی..
گریه نکن دیگه خب؟ دلم می شکنه.. دل روح نازکه.. نشکونش..خب؟
|
|
|
|
|
 |
|
 |
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
Copyrights This Blog © 2008 |
Designed By : Shiraz Team |
|
 |
|
mymiss
محمد
mymiss
http://mymiss.blogfa.com
◄◄ ۩ +16 ۩ ஜ►»ღ♥ღܓܨܓܨ
◄◄ ۩ +16 ۩ ஜ►»ღ♥ღܓܨܓܨ
◄◄ ۩ +16 ۩ ஜ►»ღ♥ღܓܨܓܨ
یه اتاقی باشه گرمه گرم..روشنه روشن..
تو باشی..منم باشم..
کف اتاق سنگ باشه..سنگ سفید..
تو منو بغلم کنی که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم..
تو تکیه دادی به دیوار..پاهاتم دراز کردی..
منم اومدم نشستم جلوت..بهت تکیه دادم..
با پاهات محکم منو گرفتی..دو تا دستتم دورم حلقه کردی..
بهت می گم چشماتو می بندی؟
میگی اره بعد چشماتو می بندی ...
بهت می گم برام قصه می گی؟ تو گوشم؟
می گی اره..بعد شروع می کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن..
یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن..
می دونی؟
می خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..یه حرکت سریع..
یه ضربه عمیق..بلدی که؟
ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم..تو چشماتو بستی..نمی بینی..
من تیغو از جیبم در میارم..نمی بینی که..سریع می برم..نمی فهمی..
خون فواره می زنه..رو سنگای سفید..نمی فهمی که..دستم می سوزه ..
لبمو گاز می گیرم که نگم اااخ..که چشماتو باز نکنی..که منو نبینی..که نفهمی..
تو هنوز داری قصه می گی..چه قشنگه..نه؟
من شلوارک پامه..دستمو می ذارم رو زانوم..خون میاد از دستم..میریزه..
رو زانوم..از زانوم میریزه رو سنگا..قشنگه مسیر حرکتش..نه؟
حیف که چشمات بسته است و نمی تونی ببینی..
تو بغلم کردی..می بینی که سرد شدم..محکم تر بغلم میکنی که گرم بشم..
می بینی نا منظم نفس می کشم..تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت..
می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی سرد تر میشم..
می بینی دیگه نفس نمی کشم..
چشماتو باز میکنی می بینی من مردم..
می دونی؟
من می ترسیدم خودمو بکشم..
از سرد شدن ..از تنهایی مردن..
از خون دیدن..میترسیدم..
وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم..
مردن خوب بود..ارومه اروم...
گریه نکن دیگه..من که دیگه نیستم..
که وقتی اشکتو میبینم چشماتو بوس کنم..
بگم خوشگل شدیاااا..
که همون جوری وسط گریه هات بخندی..
گریه نکن دیگه خب؟ دلم می شکنه..
دل روح نازکه.. نشکونش..خب؟